خانه سازمانیه دابل اس (قسمت سوم)
ساعت ٤:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۸/۱٩   کلمات کلیدی: خانه سازمانی دابل اس

سلام عزیزای دله فاطمه

واستون قسمته بعدو اوردم

 

خانه سازمانی دبل اس 501(قسمت 3)

 صبحه روزه مسابقه ی xman

 

تلفن اتاق زنگ میزنه.

هیونگ :مهسا میشه بری جواب بدی؟

مهسا:تو که داری با دهنت آواز میخونی دستت که بند نیست.

هیونگ :بابا من نمیتونم 2 تا کار رو با هم انجام بدم،الانم که دارم با تو

صحبت میکنم مسواک تو دهنمه و دستم کار نمیکنه!

 من تو اتاق از خنده غش میکنم.تلفن رو برمیدارم.انتظار دارم فاطمه

 باشه،خودمو آماده میکنم که درست و حسابی جوابش بدم.

کیو:سلام مهسا جون شما پسته رو ندیدید؟

 


مهسا:کیوجونگ خان حالتون خوبه؟فکرکنم تاثیر استرس زیاده ، به فائزه

 بگید یه شکلات بهتون بده. پسته دیگه چیه؟هذیون میگید؟

کیو: بابا پسته بچه مه!؟!؟!

 

مهسا:بله بله،شرمنده،اینقدر تو این خونه زیادیم که نمیتونم اسم همه

 رو حفظ کنم. یه لحظه اجازه بدید من از هیونگ جون بپرسم.

مهسا :هیونگ جون بچه ی کیو جونگ رو ندیدی؟

 

هیونگ :نه عزیزم من که همش در خدمت شما بودم .you are the one

 in the million

مهسا: نه ،هیونگ داره تمرین میکنه همش  هم آهنگ میخونه.حالا

شاید پسته داره با یونگ شیم پسر نازنین و جونگ مین بازی

میکنه.ببخشید ما پشت خطی داریم یه لحظه لطفا.

مهسا: بله؟

اسما:مهسا چیکار کنم؟ کمر هیون جونگ گرفته اصلا نمیتونه از جاش

بلند شه، فکر کنم تقصیر جونگ مین بوده سریع به فاطمه خبر بده که

جونگ مینو یه جایی قایم کنه تا هیون نکشتتش .

 هم من هم اسما از خنده غش میکنیم.به فاطمه با اس ام اس خبر

میدم که یه وقت پای تلفن بیهوش نشه.تازه یادم میفته کیوجونگ پشت

خطه ! باهاش خدافظی میکنم و نیم ساعت بعد همه تو حیاط

خونه جمع میشیم.

هیون :اه...کمرم گرفته، لعنت به تو جونگ مین.این دفعه منو اسب

خودت بکنی و روم بشینی کاری میکنم یه روز خوش تو زندگیت نبینی.

جونگ مین:ااا...جلوی بچه ها بده ! مثه اینکه شما بزرگتر مایی  ها.تو

اسب ما نشی هیونگ جون بشه؟؟؟

هیونگ:هی،درست حرف بزن،2  روزه موهاتو نکشیدم رو زبونت تاثیر

 گذاشته؟

هیون:من اونجا نتونم حرکت کنم همون وسط مسابقه میشینم زمین که

 آبروی همتون بره، کیو جونگ کو حالا؟

نسیم وفائزه :داره دنبال پسته میگرده.

 کیو جونگ از پله ها میاد پایین در حالی که دست پسته رو گرفته و سر

تا پا خیسه!

فائزه : ااا...این چه وضعیه؟کجا بودی تو؟

کیو جونگ::تو دستشویی گیر کرده بود، بلد نبود از شیر آب اینجا

استفاده کنه.

 یونگ شیم و مالجا میزنن زیر خنده که جونگ مین به فاطمه یه اشاره

 میکنه و فاطمه هم چون هیچ کدوم بچه ی خودش نیستن نفری یه پس

 گردنی نصیبشون میکنه.

هیونگ :حالا اون بلد نبود، تو چرا خیس شدی؟

 همه میزنیم زیر خنده. کیو با دستش یه خط رو گردنش میکشه که

 یعنی هیونگ میکشمت.

 

یونگ سنگ و هدیه و عاطفه از پله ها میان پایین.همه سوار ماشینامون

 میشیمو حرکت میکنیم.

 

مسابقه شروع میشه.همه ی دبل اسی ها سر جاشون وایمیستن،یه

 آهنگ قشنگ پخش میشه و رقص رو شروع میکنن.ما تو جایگاه

تماشاگرهای ویژه ایم،تقریبا کل صندلی ها رو پر کردیم. به وسط آهنگ

 که میرسه با یه صدای بنگ بزرگ آهنگ قطع میشه و یه دفعه هر 5

تاشون برمیگردن و به ما چشمک میزنن. ما ذوق مرگ میشیم. غذل و

شرمین شروع میکنن به کشیدن مو های همدیگه و هرکدومشون میگن

 که جونگ مین چشمک رو با من بوده نه با تو. جونگی میفهمه و وسط

رقص یه چشم غره به هر دوتاشون میره که اینقدر جذبه ش زیاده که

اون دو تا که هیچی، حتی من که داشتم واسه هیونگ جون شکلکم در

می آوردم که تمرکزشو به هم بزنم هم ساکت میشم.

 

آخر مسابقه س. سوپرجونیور و شاینی هم رقصشون تموم شده و حالا

 نوبت اعلام برنده س.داورا یه مشورتی با هم میکنن و برمیگردن که

نتیجه رو اعلام کنن. به تک تک دبل اسی ها نگاه میکنن. هیون بهشون

 چشمک میزنه،جونگ مین یه لبخند ملیح،هیونگ با دستش قلب درست

 میکنه ، کیو جونگ بوس میفرسته، یونگ سنگ دستش رو میذاره رو

قلبش.

 

داورا خنده شون میگیره. دبل اس رو برنده اعلام میکنن و همه ی سالن

 پر از جیغ و هورا میشه.

 

دبل اس....دبل اس ....دبل اس...

 

 

اینم ازین قسمت

دوستون دارم بابای