عشق ابدی !(قسمت اول )
ساعت ۱٠:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۸/۱٠   کلمات کلیدی: عشق ابدی

سلام بچه ها شبتون بخیر

این پستم یکم میفرقه

راستش من الان نزدیکه یه سال چندتا داستان نوشتم خودم

دادم به دوستام و خوندن

تصمیم گرفتم که اینجا هم بذارمشون تا بخونید

البته افرادی که تو این داستانمن رو نمیشناسید یه اکیپه دیگه از دوستامن

میتونم بگم الان یه سالی از نوشتن این داستان میگذره

میخواستم بگم من این داستان رو با تمامه احساسی که به جونگ مین دارم نوشتم

پس یا نخونیدش یا اگر خوندید خواهش میکنم سرسری نگیریدش چون واسم خیلی ارزش دارن

فقط این که اون دیالگایی که قبلش خطه تیرست من هستم

 

                           عشق ابدی

 

زهرا: هی فاطمه پاشو پاشو دیگه لنگه ظهر شد

_چی میگی بذار بخوابم اه

زهرا: پاشو امروز میخوان مستاجرای جدید بیان

_خب به من چه

لیلا: خدا کنه مثه قبلی ها کنه نباشن

یکتا: آره بابا دوتا پیره زنو پیره مرد خرفت هی بهمون میگفتن کجا

 میرید کجا میاین

مونا: بسه انقد غیبت نکنید

با بی حوصلگی پاشدم رفتم دستشویی

زهرا: فاطمه بدو بیا صبحانه دیگه هی لفتش میده

_ خب بابا بذا لنزمو بذارم

سره میزه صبحانه

لیلا: بچه ها دلم واسه بابا اینا تنگ شده

یکتا: آره عید بریم پیششون

پدرمادرای ما اصلیته ایرانی داشتن از همون بچگی پدرامون باهم

 دوست بودن ازدواج که میکنن همه برای کار میان کره جنوبی !

 ما که به دنیا میایم همینجا میمونن ما بچه ها با هم بزرگ

یشیم دقیقا مثه خواهر

اما بعد از مدت ها خانوادمون میرن ایران ولی چون ما به این

فرهنگ عادت کرده بودیم همینجا میمونیم و یه خونه واسه

خومون میگیریم

هر سال عید هم یه سری به ایران میزنیم

زنگ آیفون به صدا درومد.... رفتم برداشتم

_بله؟


یه پسری جواب داد: ببخشید میشه درو باز کنید مستاجرای

جدیدیم

_آهان بله بفرمایید

و درو باز کردم

زهرا: کی بود ؟


_مستاجرای جدید

زهرا : راس میگی  

و بدو بدو به طرفه در رفت و از چشمیه در شروع کرد به دیدن

بیرون آخه مستاجرای جدید دقیقا واحد روبه روی مارو اجاره

کرده بودن

زهرا: وااااااااااای بچه ها بیایید ببینید چقد خوشگن . وایسا

ببینم ! یه پسر دوپسر سه پسر چار پسر پنج پسر

وایییییییییییییی 5 تا پسرن

تا اینو گفت همه بدو به سمته در رفتیم تا بتونیم ما هم ببینیم !

 به زور داشتیم نگاه میکردیم !

یکتا : ا کیمیا بذا منم ببینم

مونا: وای بچه ها اون پسر مو بلونده چقد خوشگله

_کو بذار ببینم ! خاک بر سرت کجای این خوشگله

زهرا: نه اینطوری نمیشه برید کنار از جلوی در

یهو دروباز کرد جلوی در وایساد یه دستش به کمرش بود و یه

دستشم یه چارچوب در تکیه داده بود ! ماهم یکی یکی از پایین

به بالا سرامونو از لبه در اوردیم بیرون من از همه پایین تر بودم

بعدش مونا بعدش یکتا بعدشم لیلا

اونا برگشتن مارو نگاه کردن ! یکیشون که انگار صورتش یکم تپل

 تر میومد گفت: سلام ما مستاجرای جدیدیم از دیدنتون

خوشبختیم

ما همه بام سلام دادیم

یکی دیگشون که انگار یکم تی زبون بود گفت: امیدوارم که

 همسایه های خوبی بشیم

5 تایی اروم به حرف زدنش خندیدیم

زهرا گفت: شما چه کارئید واسه چی اومد اینجا ؟

دوباره همون جواب داد: ما دانشجو هستیم

من که پایین تر از همه بودم یهو بلند شدم سرم خورد به سره

 مونا مونا سرش خورد به سره یکتا یکتا هم سرش خورد به

سره لیلا داشون رفت هوا

مونا : اوووووووو فاطمه چته دیوونه

اومدم کنار در وایسادم گفتم : چه رشته ای ؟ البته ببخشیدا من

 قصده فضولی ندارم کلا یه ذره فقط یه ذره کنجکاوم

و به حالت لوس خودمو در آوردم

همون مو بلونده گفت: بله ما متوجهیم ! رشته ی معماری

یکتا : وای چه باکلاس

زهرا : ببینید این ساختمون واسه خودش قانونایی داره الکی که

 نیست شما هم باید رعایت کنید

یکی دیگشون بلند بلند خندید گفت : ساختمون!!!؟؟؟ منظورتون

 فقط ما و شماییم دیگه چون کسه دیگه ای نیست

لیلا: یعنی چه ! مگه ما ادم نیستیم

همون گفت: آخه یه جور میگید ساختمون حالا آدم فک میکنه

چه مجتمع بزرگی هست

زهرا : حالا هر چی ! سروصدا نمیکنید صدای ضبطتونو بلند

نمیکنید....

زهرا که درحاله گفتن این چیزا بود با خودم فک کردم : وا ماکه

 همه این کارارو خودمون میکنیم پس چرا داره به اینا میگه

زهرا : مهمون نمیارین اهله دودودم هم نباید باشید ! فهمیدین ؟

پسره گفت : بله امره دیگه ای نیست رئیس ؟

زهرا : نه میتونید برید

و دره خونه رو بست

یکتا: چه خوشگل بودن نه ؟

زهرا : آره بامزه بودن

_ زهرا چرا اونجوری برخورد کردی ؟

زهرا : خواستم گربه رو دمه حجله بکشم

مونا: خوب کاری کردی حالا فک نکنن خبریه

_بچه ها یه فکری دارم ! بیایین اینا رو اذیت کنیم واسه

خوشگذرونی عالیه حال میده

لیلا: اره من موافقم اینطور که اینارو دیدیم ببو گلابی ای بیش

نیستن

5 تایی دستامونو روهم گذاشتیمو با هم گفتیم fighting

 

قسمت اولش تموم شد

تا قسمته بعدی بای